در سرطان های حنجره، حلق، لوزه، روده و... هم معالجه با اشعۀ ایکس، آن قدرها که پزشکان متوقع بودند نتیجه نداده است بلکه در بعضی موارد هم نکروز شدیدی (فساد بافت های بدن) ایجاد می کند.
در بیماری های غیرسرطانی رحم که با اشعۀ ایکس معالجه کرده اند، پس از چندی سرطان نمودار شده است، زیرا پس از ورود اشعه، استعداد بروز سرطان در نسج رحم به وجود می آید. جدیداً، متیوه شرح حال زنی را انتشار داد که سالیان دراز فیبرومی داشته است ولی در این اواخر، به علّت خونریزی زیاد، بنا به دستور پزشک خود، دو ماه رادیوتراپی کرده است. بر اثر رادیوتراپی خونریزی قطع ولی رحم حجیم شده و کم کم تغییر حالت داده است، در آزمایش بافت شناسی معلوم شده بود که بیچاره دچار سرطان غیرقابل عمل گردیده است.
روی هم رفته، بر عموم متخصصان ثابت شده است که اشعۀ ایکس بر روی بدن اثر خوب ندارد و آشفتگی های فیزیولوژیک و بیولوژیک روی محیط خلطی، سیستم خونی، دستگاه خون ساز، غدد مترشحه داخلی و فرمان ها به وجود می آورد.
مخصوصاً، اشعۀ ایکس مکانیسم اعمال غدد مترشحه داخلی را چنان تغییر می دهد که دیگر هیچ یک از داروهای ضدسرطان نمی توانند برای بیمار کاری از پیش ببرند.
ضررهای رادیوم و سایر اجسام رادیواکتیو: رادیوم و سایر اجسام رادیو اکتیو که برای معالجۀ سرطان ها به کار می روند، خود دارای قدرت مولد سرطان بوده و عموماً عوارضی در بدن ایجاد می کنند که مهم تر از همه کم خونی است ولی در اغلب موارد این کم خونی بی سروصدا است و هیچ علامتی آن را آشکار نمی سازد، ولی بعداً که ضعف و تنگی و درد اعضا ایجاد می کند علایم کم خونی هم مشخص می شود. مارتلاند در کارخانۀ ساعت سازی نیوجرزی برای جلای رنگ قاب ساعت به اسید فسفوریک فسفورسانت، کمی رادیوم یا مزونوریوم اضافه کرد و مشاهده کرد که کارگران کارخانه به عوارضی دچار شدند. از 1917 تا 1924 در کارخانه نیوجرزی 800 کارگر مورد بررسی و آزمایش قرار گرفتند و مشاهده شد ضایعات، بیش تر در دخترانی بروز می کند که یک یا دو سال بیش تر کار کرده اند. در سال 1931 در کالبدشکافی 18 بیماری که در همین قبیل کارخانه ها کار می کرده اند و فوت کرده بودند بدین نتیجه رسیدند که همۀ آن ها بر اثر مواد رادیو اکتیو مسموم شده اند و کسی هم علیه رئیس کارخانه اعلام جرم نکرد.
از آنچه ذکر شد چنین نتیجه می گیریم:
مواد رادیو اکتیو که در درمان بعضی بیماری ها متداول شده است، به خوبی می تواند موجد ضایعات سرطانی شوند. این مسئله هم به طور تجربی روی حیوانات و هم در مورد انسان به تحقیق پیوسته است.
رادیوم و سایر مواد اکتیو موجب اختلالات علمی دستگاه نوروگلاندولر (اعصاب و غدد داخلی) و اعضای خون ساز بدن می شوند.
کم خونی و ضعف اعصاب که از استعمال رادیوم ناشی می شود، به خوبی این نظریه را تأیید می کند و همیشه در مورد بیمارانی که با رادیوم معالجه می کنند، دیده می شود.
در این مدّت 45 ساله که رادیوم را در درمان سرطان استعمال می کنند، تجربه نشان داده است رادیوم، به استثنای سرطان جلدی و بعضی سرطان های دیگر که کم وسعت هستند، در موارد دیگر، علاوه بر اینکه درمان نمی کنند، موجب وخامت مرض هم می شود. اما این را هم باید دانست که سرطان های پوست هم همیشه با رادیوم درمان پذیر نیستند و چه بسا اتفاق می افتد که سرانجام بازگشت می کنند.
این نتایج مشکوک و بازگشت های دیررس، به خوبی ثابت می کند که تخریب موضعی هر قدر هم که کامل انجام یابد قادر نیست سرطان را ریشه کن سازد و باید فکری دیگر کرد تا به حال بیمار مفید واقع شود و بالاخره، پس از تحقیقات خیلی زیاد که دانشمندان و متخصصان فن در مورد بیماران مبتلا به سرطان رحم و مثانه و درمان آن ها با رادیوم به عمل آورده اند، به این نتیجه رسیده اند:
عوارض ناشی از رادیوم تراپی فراوان و خطرناک است و مواردی را هم که درمان می کنند نتیجۀ کار طوری نیست که بتوانیم آن را معالجۀ حقیقی بدانیم.
در سرطان های مری و بعضی قسمت های دیگر دستگاه گوارش نیز درمان به وسیلۀ رادیوم را به کار برده و نتایج مختلفی گرفته اند. در بعضی از بیماران بهبود مشاهده شده و در بعضی دیگر از چند سالی که مریض راحت بوده باز بیماری عود کرده است و واسربورگ هر هفت بیماری را که تحت درمان داشته است، مرده اند.
این دلایل که در مورد ضررهای سرطان با اشعه ایکس و رادیوم آوردیم، آن قدر قاطع و محکم است که کسی کوچک ترین شکی نمی تواند دربارۀ آن ها داشته باشد زیرا فقط یکی، دو دانشمند، آن هم در مدت یکی دو سال این مطالب را تحقیق نکرده اند و مطالعه هم بر روی چند بیمار انجام نگرفته است بلکه صدها دانشمند بزرگ در مدت 50 سال و روی هزاران بیمار مبتلا به سرطان های گوناگون، در کشورهای مختلف دنیا آزمایش کرده اند. بنابراین، اکنون بر خوانندگان عزیز به خوبی معلوم شد که چرا از 50 سال قبل تاکنون که سرطان را با اشعه ایکس و رادیوم معالجه می کرده اند امروز عقیدۀ دانشمندان بزرگ و متخصصان فن از این وسایل درمانی قوی و نیرومند سست شده و در جست و جوی راه های ساده تر و سهل تر و بی ضررتری برآمده اند زیرا روی هم رفته، عوارض و خطرات اشعه ایکس و رادیوم را بیش از فواید و منافع آن دیده اند.
در نتیجه کاوش ها و تحقیقات زیادی که در سال های اخیر به عمل آمده، کم کم بر دانشمندان معلوم شده است که غدد مترشحه داخلی، دستگاه عصبی، ویتامین ها، دیاستازها، تعداد زیادی از مواد سمّی و معدنی، بعضی ویروس ها، عوامل فیزیکی طبیعی یا مصنوعی در بروز بیماری سرطان دخالت دارند؛ به این جهت، علم سرطان شناسی، کم کم از منطقه اختصاصی خود خارج شده و به علت دخالت این عوامل، داخل در طب عمومی شده است. مخصوصاً، پس از اینکه بین تکثیر سلول ها و دستگاه عصبی و غدد مترشحۀ داخلی از نظر فیزیوپاتولوژی روابط کاملاً صمیمی و نزدیک موجود است، مسئله سرطان شناسی با نوروآندوکرینولوژی (علم مربوط به بیماری های اعصاب و غدد مترشحه داخلی) ارتباط کامل پیدا کرد و بیش از پیش جزء طب عمومی شد. ادامۀ تحقیقات و پیشرفت اکتشافات در این زمینه باعث کشف داروهایی شد که با تجویز آن رشد غده سرطانی متوقف می شود و از ازدیاد حجم آن جلوگیری به عمل می آید؛ این داروها را به نام متوقف کنندۀ سرطان نامیدند.
در رأس این داروها، ماده ای به نام دی اتیل استیل بسترول قرار گرفته بود که در معالجه بسیاری از سرطان های پروستات تأثیر واضحی داشت و حتی قادر بود عوارض سرطان و متاستازهای (انتشارهای سرطان در بدن) آن را نیز معالجه کند. این اکتشاف روزنه امیدی در محافل پزشکی ایجاد کرد، زیرا امکان معالجۀ سرطان را با داروهای گیاهی ثابت می کرد. از آن پس، تمام توجه متخصصان فن معطوف به معالجات دارویی سرطان شد و تجربیات زیادی در این باره انجام شد و اجسام مختلفی مورد آزمایش قرار گرفت که در بین آن ها، بعضی گیاهان هم وجود داشت. مثلاً، ثابت شد که سورنجان مصری متوقف کنندۀ سرطان است و از بزرگ شدن و توسعۀ غده جلوگیری می کند.
این اکتشاف باعث شد که در تمام کشورهای دنیا به جست و جو و تحقیق پردازند تا شاید برای معالجه سرطان به وسیله گیاهان طبی راهی پیدا کنند. چون اطبای قدیم ایران و یونان انواع بیماری ها را با گیاهان طبی و سایر عوامل طبیعی معالجه می کردند لذا دانشمندان سرطان شناس دنیا به معالجه بیماری سرطان طبق آنچه که از قرن ها به این طرف بر اطبا به تجربه معلوم شده بود مشغول گردیدند و عجیب این جا است که این نوع معالجات قدیمی را در ردیف اول اهمیت قرار داده و بیش از سایر روش های درمانی معمول داشتند و همین مسئله دلیل است بر اینکه تا چه اندازه معتقدات آن ها در مورد معالجات جدید و مخصوصاً رادیوتراپی و رادیوم تراپی سست شده است.
البته این موضوع از وقتی شروع شد که با کشف دی اتیل استیل بسترول بر دانشمندان ثابت شد، می توان سرطان را با دارو هم معالجه کرد.
برای تأیید مطلب و اطمینان کامل عموم مردم که کوچک ترین شک و تردید برای احدی باقی نماند یک جمله پاتولوژی مدیکال، تألیف بزانسون و 15 نفر از دانشمندان دیگر فرانسوی، چاپ 1946، جلد 7، صفحۀ 458 در اینجا نقل می کنیم:
معالجه دارویی سرطان که از قرن های قبل به طور تجربی معمول بود امروزه در ردیف اول اهمیت قرار گرفته و علت آن کشف مواد متوقف در ردیف اهمیت قرار گرفته و علت آن کشف مواد متوقف کننده سرطان و اولین نتایج درمان بخشی است که مخصوصاً از دی اتیل استیل بسترول در معالجه سرطان پروستات گرفته شده است.
به این جهت است که امروزه در کلیه کشورهای دنیا مشغول تحقیق و آزمایش برای معالجه سرطان به وسیله گیاهان طبی هستند.
چندی قبل در روزنامۀ «داد» نوشته شده بود: رادیو مسکو خبر داده است که « پزشکان شوروی دارویی تهیه کرده اند که با آن می توان مرض مهلک سرطان را علاج کرد. این دارو ترکیبی است از شیره گیاهی که در کوه های قفقاز می روید. این دارو می تواند بدون اینکه به سلامت بدن لطمه بزند سرطان را معالجه کند».
ولی مسلّماً اگر دانشمندان شوروی از تحقیقات خود نتایج کاملاً رضایت بخشی می گرفتند به تمام دنیا رسماً اعلام می کردند.
ناگفته نماند که یکی از مؤسسات طبی سرطان شناسی آمریکا با نماینده علمی خود در ایران، راجع به همین موضوع مکاتبه داشته است و آن نماینده ایرانی خواص بعضی از گیاهان را از روی کتاب های طبی قدیم ایران ( مخزن الادویه و تحفۀ حکیم مؤمن) مطالعه و به ضمیمۀ نمونه هایی از خود گیاهان برای آزمایش به آمریکا می فرستد ولی هنوز هم از تحقیقات مؤسسه نتایج رضایت بخشی گرفته نشده است.
خلاصه اینکه امروزه انتظار متخصصان سرطان شناس دنیا به یافتن داروهای گیاهی برای معالجه سرطان بوده و همه منتظر هستند که از یک نقطۀ دنیا سروصدای کشف معالجه قطعی این مرض بلند شود.
منبع: کتاب مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی