در چندین سال اخیر، آن قدر مقاله و رساله دربارۀ کورتیزون و اثرات درمان بخش آن در جراید و مجلات طبی دنیا انتشار یافته است که به حساب نمی آید. اکثر این مقالات جنبۀ تبلیغاتی و بسیاری نیز جنبۀ تحقیقاتی داشته است ولی چون به تدریج ضررهای زیادی از این دارو در بیماران دیده می شد، بنابراین از چند سال پیش به این طرف، کم کم مقالاتی دربارۀ ضررهای آن، از طرف دانشمندان در جراید و مجلات طبی درج شد و سخنرانی های متعددی نیز در این زمینه ایراد شد چنان که یک پزشک آمریکایی، دو سال قبل، در تهران، طی یک سخنرانی مهیجی اظهار کرد: «اخیراً، بعضی از بیماران که مبتلا به بیماری های ساده بوده اند معالجات جدید در آن ها مؤثر واقع نشده و فوت کرده اند. در کالبدشکافی معلوم شد که غدد فوق کلیوی آن ها به واسطۀ اینکه(به علت ابتلا به بیماری های دیگری) مدتی تحت درمان با کورتیزون قرار گرفته بودند، کوچک شده و از کار افتاده است» و این را باید ننگ پزشکی قرن بیستم دانست که بیماران از یک بیماری ساده و خفیف و قابل درمان تلف شوند و نیز دکتر موزو آمریکایی در جلسۀ مباحثۀ طبی و جراحی قشون آمریکا، مورخ 17 مارس 1956، سخنرانی مفصلی راجع به زیان بعضی داروهای جدید و از جمله کورتیزون و داروهای مشابه آن ایراد کرده که آقای دکتر ابوتراب نفیسی با استفاده از آن سخنرانی و نیز با تهیۀ مدارکی از جدیدترین مجلات طبی، مقالۀ مفصلی در مجلۀ «پزشکی و جراحی ایران»، شماره 6، آذر و دی 1336، نوشته که فقط ده صفحه از آن دربارۀ ضررهای کورتیزون و اختلالات و عوارض ناشی از تجویز آن است. ولی چون کورتیزون یک داروی بسیار گران قیمت بوده و مؤسسات سازنده آن استفاده های هنگفتی از شهرت و رواج آن برده و می برند، لذا مؤسسات مزبور از مشاهده مقالات انتقادی، سخت به جنب و جوش افتاده، به چاره جویی برخاستند و چند تن از اطبای مشهور را نیز راضی کردند که در مقالات یا سخنرانی های خود کورتیزون را در ردیف داروهای معجزه آسای نوین قلمداد کرده و ضررهای آن را نادیده بگیرند و یا چنان به حساب نیاورند. در یکی از این سخنرانی ها، فیلمی هم نشان داده شده که در آغاز آن، چهارده نفر بیمار مبتلا به رماتیسم مزمن، از ورم مفاصل رنج برده و قادر نبوده بدون تحمل درد و رنج قدمی بردارند، در صحنه های بعدی فیلم نشان داده می شد که چگونه همان بیماران بر اثر معالجه، کارهای مختلف را انجام می دادند بدون اینکه کوچک ترین نشانی از درد و رنج و ناراحتی در قیافه شان ظاهر باشد و نیز در اوراق تبلیغاتی، عکس دست هایی را چاپ کرده بودند که بر اثر رماتیسم مزمن، مفاصل آن ها متورم و انگشتان، کج و معوج شده بود و پس از آن در عکس های دیگر همان دست ها را نشان داده بودند که بر اثر معالجه با کورتیزون به کلی، بهبود یافته و انگشتان به حال طبیعی برگشته بود. این آرا و عقاید ضد و نقیض در مقالات و سخنرانی ها، هرج و مرجی در امور پزشکی ایجاد کرده و باعث سرگردانی و بلاتکلیفی اطبا شد و معتقدانی له و علیه کورتیزون در همه جای دنیا پیدا شد. تحقیقات دقیق شورای تفحصات طبی انگلستان: چون مشاهدات بالینی و تجسسات طبی که منفرداً و جدا از یکدیگر توسط بعضی از اطبّا به عمل آمده بود، نمی توانست برای عامه پزشکان ملاک عمل باشد و رسمیت قانونی بین المللی پیدا کند لذا از سال 1951 به این طرف، شورای تفحصات طبی انگلستان با تشریک مساعی مؤسسه معروف نوفیلد برای پی بردن به اثرات واقعی کورتیزون و مخصوصاً مقایسه بین آثار این دارو و اثرات آسپرین در معالجه و رماتیسم حاد و مزمن، دست به یک رشته تحقیقات خیلی دقیق، طولانی و اساسی زد. شورای مزبور کارهای خود را در شش مرکز تفحصات بالینی تحت شرایط کاملاً مساوی به موقع اجرا گذشته و نتایج آن را منتشر ساخت. برای انجام این منظور افرادی بین 2 تا 59 ساله که اقلاً چهار مفصل آن ها از سه الی نه ماه قبل به رماتیسم مبتلا شده بود انتخاب شد و کمال دقت به عمل آمد که این بیماران به هیچ بیماری جز رماتیسم مبتلا نباشد. آن گاه، یک دسته از این بیماران را فقط با کورتیزون و دسته دیگر را فقط با آسپرین معالجه کرده و به هیچ وجه داروی دیگری برای آن ها، در تمام مدت درمان، تجویز نکردند و برای اینکه هیچ گونه عامل روحی در معالجه این بیماران دخالت نداشته باشد، داروهای تجویز شده را به نام داروهای ضد رماتیسم A وC نامیدند. قرص های آسپرین را به رنگ قهوه ای درآورده و ماده تلخی به آن افزودند تا بیماران تصور نکنند به آن ها فقط آسپرین داده می شود. به این ترتیب، یک دسته از بیماران را مدت سه ماه به وسیلۀ کورتیزون و دسته دیگر را مدت سه ماه با آسپرین معالجه کردند. کلیه این بیماران در جریان مدت یک ماه در بیمارستان بستری بوده و دو ماه در خارج از بیمارستان بستری بوده و دو ماه در خارج از بیمارستان تحت نظر بودند، به طوری که روی هم رفته مدت سه ماه مشغول درمان بودند. چون کلیه بیماران در هر یک از دو گروه در شرایط کاملاً مساوی قرار گرفته بودند، بنابراین، طبق موازین علمی نتایج را می توانستند با یکدیگر مقایسه کنند لذا پس از ختم این عملیات، بیماران مزبور را از نظر قوای بدنی، حرکت دست ها و پاها و تغییرات خونی مورد آزمایش قرار داده و با کمال حیرت مشاهده کردند که آسپرین از حیث تأثیر و فایده کاملاً معادل با کورتیزون بوده ولی ضررهای کورتیزون را ندارد. مجلۀ طبی انگلیسی در این باره صریحاً چنین نوشت: «حقیقتاً، جای خوش وقتی است که می بینیم نتیجه عملی تحقیقات عدیده ای که طی سال های اخیر دربارۀ کورتیزون انجام گرفته به این نتیجه رسیده است که کشف کرده اند آسپرین، بهترین و مطمئن ترین دارو برای معالجه رماتیسم مفصلی حاد است». پس از این تفحصات و تجسسات طبی، آسپرین که تا آن زمان یک داروی ساده به شمار رفته و برای تسکین سردرد و یا دندان درد تجویز می شد، مقام و منزلت عالی تر در عالم پزشکی پیدا کرد و موارد استعمال آن در امراض مختلف روزافزون شد به طوری که، کم کم در نقرس، سنگ کلیه، برنشیت، ورم لوزتین، سینوزیت و کلیۀ بیماری های نسج همبند، داروی معالج محسوب می شد و با تمام داروهای نویافته لاف برابری و رقابت می زد و حتی از نظر اینکه قیمت آن بسیار ارزان است بر کلیه داروهای نوین ترجیح و برتری دارد. ناگفته نماند که قبل از این تحقیقات که آسپرین فقط به عنوان مسکن و ضددرد به کار می رفت، آمریکایی ها روزی 42 میلیون از آن را مصرف می کردند و امروزه نیز به همین اندازه برای رفع سردرد مصرف می شود و آن را به اشکال و رنگ های مختلف به معرض فروش می گذارند تا بیش تر نظر مردم را جلب کند (مانند انواع شیرینی). یعنی برای اطفال آسپرین را به شکل حیوانات تهیه کرده اند که مورد پسند آن ها واقع شود و با وجود این که برای 60 میلیون نفوس آمریکا روزی 42 میلیون قرص آسپیرین مصرف می شود، با این همه، آمریکایی ها همیشه از درد نیمه سر ناله دارند. پس از اینکه گزارش شورای تحقیقات طبی انگلستان مبنی بر رحجان و مزیت آسپرین بر کورتیزون برای معالجۀ رماتیسم منتشر شد، تمام اطبای دنیا برای معالجۀ بیماران مبتلا به رماتیسم همان عملیات را تکرار کرده و به همان نتیجه رسیدند و در اکثر روزنامه ها و مجلات طبی و غیرطبی، نتیجه تجسسات آن ها درج شد، من جمله در روزنامه اطلاعات، شماره 3894، مورخه 1335/5/17 می نویسد: «معالجۀ التهاب مفصل: دکتر فرانک هارت در کنگرۀ بین المللی رماتیسم که در تورنتو(کانادا) منعقد شد، گفت که آسپرین بهترین داروی معالجه التهاب مفاصل بدن انسان است. وی برای اثبات نظریه خود اضافه کرد که در سه سال گذشته یک صد نفر مریض را بدین ترتیب، معالجه کرده که برای نصف آن ها کورتیزون و برای نصف دیگر آسپرین تجویز کرده است و در نتیجه، ثابت شد که آسپرین همان اثرات کورتیزون را دارد با این فرق که خطرات احتمالی کورتیزون در آسپرین نیست». اکنون که بر خوانندگان عزیز معلوم شد طبق تحقیقات علمی انگلستان آسپیرین برای معالجۀ رماتیسم از هر حیث برای کورتیزون ترجیح دارد و اطبای آمریکا نیز این مطلب را پذیرفته و به آن عمل می کنند و آسپیرین موارد استعمال متعددی در طب پیدا کرده و روز به روز، بر شهرت و معروفیتش افزوده می شود: ما سؤال می کنیم آیا در تمام کشور ایران برای نمونه حتی یک طبیب پیدا می شود که در رماتیسم حاد و مزمن به جای کورتیزون، آسپرین تجویز کند؟ بدون شک، جواب این سؤال منفی است و هیچ پزشکی تاکنون، چنین عملی را انجام نداده است. چرا؟ برای اینکه نمایندگان دارویی با تبلیغات قوی و شدید خود ابتکار عملیات پزشکی را کاملاً به دست گرفته و موضوع معالجۀ بیماری ها را به صورت مُد روز درآورده اند. از یک طرف اطبا را با اوراق تبلیغاتی خود تحت تأثیر قرار می دهند و از طرف دیگر افکار عمومی را چنان به خود مشغول کرده اند که همه می گویند دارو هر چه جدیدتر بهتر، داروهای دیروزی به درد نمی خورد، باید هر روز، داروی تازه تری را برای معالجه بیماری ها به دست آورد، آسپرین دیگر کهنه و قدیمی شده است و نمی تواند در مقابل کورتیزون عرض اندام کند، باید آن را دور انداخت و کورتیزون مصرف نمود و اگر کسی این کار را نکند او را به کلی، بی اطلاع از جریان روز و بی خبر از جدیدترین اکتشافات پزشکی می دانند. این طرز تفکر و این قبیل اظهار عقاید مسلّماً از طرف مؤسسات و کارخانه های دارویی سرچشمه می گیرد، زیرا هدف اصلی آن ها این است که می خواهند دایماً بشر را با تبلیغات فریبندۀ خود اغفال کنند، داروهای خود را به فروش برسانند و چون متأسفانه به واسطۀ عدم فرصت کافی نمی توانند تحقیقات دقیقی برای تهیۀ یک داروی جدید به عمل آورند، لذا اغلب این داروها، مضر واقع شده و پس از اینکه ضرر آن ها معلوم شد، بلافاصله رنگ آن ها را عوض کرده، اسم جدیدی روی آن می گذارند و تبلیغات نوینی دربارۀ آن معمول می دارند و به نام یک داروی تازه کشف شده وارد بازار می کنند. مثلاً، همین که همه جا از کورتیزون بدگویی شد، آن را با تغییرات مختصری به صورت دلتاکورتریل درمی آورند و چون ضررهای کورتیزون، اکنون بر همه کس معلوم شده است و مؤسسات دارویی نیز نمی توانند آن را انکار کنند، لذا ناچار در ورقه دلتاکورتریل می نویسند: «عوارض نامطلوبی که معمولاً در درمان با کورتیزون پیش می آید در دلتاکورتریل به حداقل تقلیل می یابد» و مدتی هم اطبا را با این دارو سرگرم می کنند. کسی که این حقایق را می نویسد، مسلّماً مورد اعتراض مؤسسات دارویی قرار خواهد گرفت چنان که پس از انتشار اولین مقاله از سلسله مقالات «بیماری هایی که پیشرفت های جدید پزشکی برای بشر به ارمغان آورده است»، به آقای دکتر ابوتراب نفیسی، نویسندۀ مقالات مزبور، هم اعتراض کردند ولی برای خیر و صلاح جامعه و در پیشگاه منافع عمومی نباید از اعتراض ترسید، باید حقایق را صریحاً گفت و همه جا منتشر کرد. جای کمال تأسف است که عده ای از پزشکان نیز در مقابل داروهای جدید تعصب خاص به خرج داده و به قول همکار محترم ما آقای دکتر نفیسی «خیلی خوش باور بوده به محض ورود هر داروی جدید و معرفی آن به وسیلۀ نماینده ها، فوراً به تجویز آن مبادرت می جویند». ما باید این مسئله را حل کنیم که چرا برای آسپیرین که از نظر خواص و منافع مسلّماً بر کورتیزون ترجیح دارد هیچ گونه تبلیغاتی به عمل نمی آید ولی برای کورتیزون و داروهای مشابه آن به عمل می آید، مثلاً، فیلمی با مخارج گزاف تهیه می کنند، شخص افلیجی را نشان می دهند که با خوردن کورتیزون دست و پای او به حرکت درآمده و از نردبان به سرعت بالا می رود و در رقص ها شرکت می جوید و نیز از دست و پای کج و معوجی عکس برداری می کنند و پس از معالجه با کورتیزون انگشت ها را راست و مستقیم نشان می دهد. آیا علت این امر جز این است که اولاً قیمت هر دانه قرص آسپرین یک ریال است و ثانیاً همۀ مؤسسات آن را می سازند و آن قدر بهره برای سازندگان ندارد که ارزش تبلیغ کردن داشته باشد ولی قرص کورتیزون هر دانه اش 20 ریال به فروش می رود و ساختن آن در انحصار مؤسسات محدودی است که سالی میلیون ها تومان استفاده از فروش آن می برند و به این جهت، هر قدر سنگ آن را به سینه بزنند و تبلیغ در اطراف آن کنند باز هم صرف می کند. موقع آن رسیده است که مردم با این حقایق آشنا شوند تا زمینه برای افشای حقایق گران بهاتری آماده شده باشد و به این هرج و مرج پزشکی و دارویی خاتمه داده شود و جان و مال مردم، دست خوش یغماگری عده ای استفاده جو قرار نگیرد. منبع: کتاب مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی