هر قدر بخواهیم از روی کتب اروپایی این مسئله را تحقیق کنیم، چیزی به دست نخواهیم آورد و تاریخ پزشکی در این زمینه خاموش است. علت خاموشی آن این است که اروپاییان سعی کرده اند در کلیه کتب علمی تا آنجا که ممکن است تمام اکتشافات را به خود نسبت دهند و به این طریق، آقایی و سیادت جهانی را مطلقاً برای خود حفظ کنند. برای انجام این امر، ناچار اسمی از دانشمندان ایران و یونان قدیم نبرده و اگر هم برده اند گفته های آن ها را کودکانه، عاطل و باطل جلوه داده اند و فقط عده معدودی از مورخان هستند که با کمال انصاف حقایق را ابراز کرده اند. جرج سارتون، یکی از مورخان است که می گوید: تمام تواریخِ عمومی جهد بلیغ کرده اند که کارهای اروپاییان را جلوه گر سازند. این کار به منظور خاص انجام شده و در آن هر چیز حول محور ترقی و پیشرفت اروپا دور می زند. البته این نظر به کلی غلط است و اگر تجارب گرانبهای مشرق زمین در سطح تجربیات غربیان قرار نگیرد تاریخ نوعِ بشر ناقص خواهد ماند.
آری، تاریخ نوعِ بشر ناقص است و باید اصلاح شود و تاریخ هیچ یک از علوم به اندازه تاریخ طب احتیاج به این اصلاح ندارد. اکنون، اسرار مربوط به گوم آمونیاک را من برای شما فاش می کنم تا میزان حق کشی اروپاییان نسبت به دانشمندان قدیم ایران به خوبی، واضح و آشکار شود و حقایق شگرفی بر ایرانیان معلوم شود.
اندکی از تحقیقات پزشکی مربوط به این صمغ، متعلق به دانشمندان قدیم یونان و مقدار بیش تر آن مربوط به تجسسات پزشکی دانشمندان ایران نظیر رازی، اهوازی، طبری، ابن سینا و غیره بوده است و تمام مطالعات اطبای اروپا، در مدت چند قرن اخیر، متکی به گفته های دانشمندان قدیم ایران بوده است. مثلاً، در دایره المعارف طبی فرانسه می نویسد: فولر، ریکارد، مورتون، میچلیس، اورس، پلنک، پررا، فیلیز، شنیدر، ژوفروا، الستون، دون، تروسو، لیوتود، آلیبر، ویرشو، دلیو و غیره دربارۀ خواص گوم آمونیاک مطالعات زیادی کرده اند ولی وقتی که کتاب های زکریای رازی، قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا و سایر کتب قدیم را می خوانیم می بینیم، گفته های اروپاییان همه اقتباس از این کتاب ها است و هیچ گونه مطلب جدید و تحقیق تازه ای در این باره نیاورده اند.
اوشه، اشق، وشا یا گوم آمونیاک
گوم آمونیاک را به فارسی اوشه و به عربی اشق می گویند و عطاری های تهران آن را وشا می نامند و ما هر یک از آن را جداگانه شرح می دهیم.
در دایره المعارف طبی فرانسه می نویسد: اطبای قرن هیجدهم فرانسه گوم آمونیاک را برای معالجه آسم به کار می بردند که چسبندگی اخلاط سینه را کم، دفع آن ها را سهل و تشنج را برطرف می کند. در قانون ابن سینا نیز چنین می خوانیم:«ینفع من الربو و عسر النفس و انتصابه اذا لعق بعسل او بماء الشعیر» یعنی: «برای آسم و عسرالنفس و انتصاب آن مفید است، هرگاه به طور لعوق با عسل یا ماء الشعیر تجویز شود» و در کتاب مخزن الادویه می نویسد: «آشامیدن آن با ماءالشعیر به طریق لعوق اندک اندک جهت ربو و عسرالنفس و انتصاب آن و تنقیه سینه از رطوبات لزجه مفید است». در دایره المعارف طبی می نویسد: «چون گوم آمونیاک، محلل اورام و ذوب کننده است، به این جهت آن را از خارج به طور ضماد برای معالجه تومورها و اورام صلبه از هر نوع که باشد و هم چنین در سده های احشاء به طور خوراکی تجویز می کنند». توضیح اینکه هرگاه احتقان با التهاب در بافت ها و اعضای بدن(مخصوصاً غدد) پیدا شود و این امر به طول انجامد، کم کم عضو مزبور سفت و صلب شده و حجم آن تغییر می کند و مجاری آن مسدود می شود و این را سدّه گویند. اطبای اروپا در قرن هیجدهم میلادی برای باز کردن سده و از بین بردن ورم عضو چنان که گفتیم گوم آمونیاک را به کار می برند. شیخ در قانون می نویسد: «تحلیله و تقنتیحه قوی» یعنی اورام را تحلیل می برد و سده ها را باز می کند و اثرش در این باره قوی است و در مخزن الادویه چنین نوشته شده است: «محلل قوی و مفتح سده جگر و سپرز و افواه عروق». در دایره المعارف می نویسد: شنیدر، صلابت مزمن و تحجر مفصل مچ یک نفر بیمار را که بر اثر شکستگی استخوان پیدا شده بود، با ضماد گوم آمونیاک بهبود بخشیده است. در قانون می نویسد: «اذا ضمد بالعسل و الزفت حلل تحجر المفاصل». یعنی، «اگر اشق را با عسل و زفت مخلوط کرده و بر مفصل ضماد نمایند تحجر را تحلیل می برد». در دایره المعارف می نویسد: پزشک دیگری غدد خنازیری و غیر خنازیری را با ضماد گوم آمونیاک درمان کرده است. در قانون چنین می خوانیم: «یطلی و یضمد به ینفع من الخنازیر و الصلابات و السلع» یعنی: «مالیدن و ضماد کردن آن برای معالجه خنازیر و تومورهای صلب و تومورهای کیسه ای نافع است». در مخزن الادویه می نویسد: خوردن آن برای تحلیل صلابت کبد و طحال و ضماد و طلای آن جهت تلیین صلابت مفاصل و صلابت انثیین و استسقا نافع است. هم چنین شیخ در قانون می نویسد: «اذا شرب منه درخمی نفع من صلابه الطحال و صلابه الکبد و کذالک اذا طلی بخل و ینفع من الاستسقا» یعنی، هرگاه یک درهم از آن آشامیده شود برای تحلیل صلابت طحال و صلابت کبد نافع و طلای آن با سرکه همین خاصیت را داشته و در استسقا مفید است». در کتاب اکسیر اعظم تألیف حکیم محمد اعظم خان هندی، جلد سوم، صفحه 152 در باب علاج ورم صلب طحال داروهای خیلی زیاد و نسخه های متعددی ذکر می کند که تقریباً در تمام آن ها اشق موجود است، مثلاً، می نویسد، نسخه ای که اثر آن بسیار قوی و عجیب است: اگر انجیر سیاه 25 عدد در سرکه کبر دو شبانه روز خیسانده در شراب کنند تا مثل مرهم شود پس قسطِتلخ: چهار درم، مغز بادام تلخ: چهل و پنج عدد، بیخِ کبر، اسقولوقندریون، گل گز، برگ گز، عنب الثعلب: هر یک سه درم، اشق: دو درم، آمیخته بر کاغذ آلوده بر طحال نهند بر نهار و بعد از یک ساعت بشویند به آبی که بابونه و اکلیل الملک و اشنه و کرنب برابر در آن پخته باشند و باز تکرار ضماد نمایند هر روز چهار پنج بار تا سه روز متواتر هرگز اثری از ورم صلب طحال نماند. در نسخه خطی کتاب شفایی تألیف مظفر بن محمد شفایی کاشانی، که دارای حواشی متعددی است در فصل صلابت و عظم طحال، حاشیه ای دارد به این عبارت: قرص ایرسا سپرز را نرم سازد. محمد بن زکریا گفته که چون این قرص را مطحول با سرکه بخورد و در مدت چند روز شفا یابد باذن الله. و اهرن نوشته: طبیبی که این قرص را ساخته است می گوید من خوکی را چند روز از این قرص دادم پس او را کشتم سپرز او را نیافتم، گداخته بود. صنعت ایرساء: 4 درم، فلفل سفید، اشق و سنبل الطیب: از هر یک 2 درم، اشق را در سرکه انگوری تند حل نموده و باقی را کوفته، بیخته مخلوط نموده و قرص سازند شربتی 1 مثقال با سکنجبین میل کنند. تبصره- قدما تصریح کرده اند که قبل از پاک کردن بدن از خلط سودا اقدام کردن به استعمال این قبیل ضمادها جایز نیست.
در دایره المعارف طبی فرانسه می نویسد: گوم آمونیاک، ابتدا، اثر تحریکی دارد ولی موقتی و خفیف است و برطرف می شود. شیخ هم در قانون می نویسد: «لیس تلذیعه بقوی» و در مخزن الادویه می نویسد: «اندک لذاع» یعنی اثر تحریکی آن کم است.
در دایره المعارف می نویسد: «تروسو معتقد است که گوم آمونیاک مدر طمث است.» شیخ هم در قانون می نویسد: «یدرّ الحیض» یعنی: «مدر حیض است». آلیبر می گوید: علت اینکه گوم آمونیاک مدر طمث است این است که مثل آنقوزه قابلیت تحریک فوق العاده زیاد رحم را که باعث وقفه قاعدگی می شود، از بین می برد و این عمل به واسطۀ خاصیت ضدّ تشنجی گوم آمونیاک صورت می گیرد. به این جهت، صمغ مزبور به طور انتخابی روی شبکه های عصبی که اعصاب صادره از آن ها به اعضا و احشای داخلی بدن می رود، اثر می کند و به همین جهت است که بسیاری از دانشمندان اروپا آن را در آسم و هیستری(اختناق رحم) تجویز می کنند. اطبای قدیم ایران نیز آن را در آسم و هیستری و صرع به کار می بردند و در مخزن الادویه به این مطلب اشاره شده استاین بود خلاصه مطالبی که دانشمندان اروپا در خواص اشق تحقیق و همه را قدما در کتاب ها ثبت کرده اند. علاوه بر این ها، اطبای قدیم ایران خواص دیگری نیز برای این صمغ قایل بوده اند که در کتب جدید دیده نمی شود و ما بعضی از آن ها را از کتاب مخزن الادویه، اقتباس کرده ایم که با توضیحاتی ذیلاً می نگاریم:
قطور آن در چشم برای معالجه جرب پلک، جلای بیاض، شعیره، قروح، غائره چشم و دفع ظلمت بصر مفید است.
با سرکه جهت قوبا و با زیت (روغن زیتون) جهت کلف و بهق و آثار جلد مفید است.
اشق را برای معالجه وجع خاصره و مفاصل و عرق النسا تجویز می کنند و مفید است.
برای معالجه عسرالبول و تفتیت حصاه و اخراج جنین مرده و زنده و کشتن کرم امعاء و حبّ القرع مفید است.
اشق را برای امراض بارد رطب، از قبیل صرع، فالج، خدر، استرخا، لقوه و تشنج رطب امتلایی به کار می برند.
مرهم اشق برای از بین بردن گوشت فاسد زاید و رویاندن گوشت صالح جدید مفید است و ... .
توضیحات:
جربِ پلک، تراخم است که جالینوس آن را چهار نوع می دانسته که به یکی از آن ها طراخوطس می گفته است که همان تراخم است. بیاض لکه ای است در قرنیه که بر اثر قرحه یا علل دیگر پیدا می شود و بر دو نوع است: یکی سطحی و ظاهری است و امروزه در کتاب ها به نام نفلیون نامیده شده و معنی«ابر» و عیناً از کتب قدیمی ایران و یونان گرفته شده است. نوع دوم، لکه ای است که تا عمق قرنیه را می گیرد و امروزه در کتاب ها به اسم لکوم نوشته شده و این کلمه نیز از کتاب های قدیم یونان گرفته شده است و به معنی سپیدی است. اطبای قدیم ایران آن را بیاض می گفته اند و نوع اول را غمام و سحاب می نامیده اند.
شعیره را امروزه در کتاب ها به نام اُرگیله می نویسد که از کتب طب یونان قدیم گرفته شده و به فارسی«گل مژه» می گویند ولی در کتب طب قدیم شعیره نوشته اند. کلمۀ اُرگه و کلمه شعیره از شعیر مشتق است که هر دو به معنای «جو» می باشد.
قوبا خشونت جلد و اگزمای خشک است.
بهق را در کتاب طب اروپایی افلید نوشته اند.
کلف نیز تغییر رنگ پوست بدن از همان نوع بهق است.
تفتیت حصاۀ، یعنی، خُرد کردن سنگ ها، مثلاً سنگ کلیه.
حب القرع یعنی کرم کدو.
امراض بارد و رطب یعنی سرد و تر و این ها امراضی هستند که با عوارض هیپرانسولینیسم اسپانتنه کاملاً تطبیق می کند که به مناسبت اهمیت مطلب در جای دیگر از آن بحث خواهیم کرد. اگرچه در کتب طبّ اروپا ذکری از مطالب نوشته شده در فوق نشده است ولی این امر دلیل نمی شود که مطالب مذکور، عاری از حقیقت بوده باشد زیرا اطبای قدیم ایران که آن همه تحقیقات علمی راجع به گوم آمونیاک(اشق) داشته اند و در مدت چند قرن هیچ یک از دانشمندان اروپا آن ها را نتوانسته اند تکذیب کنند و حتی امروزه هم مورد تأیید است، مسلّماً مطالب اخیر نیز صحیح است، منتها، ممکن است مورد توجه اطبای اروپا قرار نگرفته باشد.
موریس مترلینگ، فیلسوف شهیر بلژیکی، در کتاب راز بزرگ، صفحه 67 می نویسد:
هر دفعه که آزمایش های علمی و محسوس ما نشان می دهد که قسمتی از عقاید قدما درست است، عقل و آمال اندیشی حکم می نماید که سایر عقاید و نظریات آن ها را با دقت بیش تر مورد توجه قرار دهیم زیرا هر قدر علوم امروزی، بیش تر صحت نظریات آن ها را ثابت کند بیش تر معلوم می شود که آن ها راجع به قسمت هایی که هنوز برای ما قابل کنترل نیست اشتباه نکرده اند. من نمی گویم چون علوم ما تا امروز قسمتی از نظریات آن ها را تأیید کرده باید سایر نظریاتشان را در خصوص اسرار ازلی و ابدی پذیرفت، نه... هر نظریه و عقیده ای که از طرف آن ها ابراز شده تا مورد محک علمی قرار نگیرد نباید مورد قبول واقع شود اما بیش تر باید به آن ها احترام نمود زیرا تا حالا معلوم شده که ما با اشخاص امین و راستگو معاشر هستیم و امیدواری هست که سایر گفته های آن ها نیز درست باشد.
خاستگاه اصلی گوم آمونیاک
اکنون که بر خوانندگان عزیز معلوم شد امروزه در کشورهای فرانسه، انگلستان و آلمان، به جای آدرنالین و افدرین که ضررها و خطرهای آن ها مسلم شده و در تمام کتاب ها نیز قید شده است، گوم آمونیاک(اشق) را برای معالجه آسم تجویز می کنند، می خواهیم بدانیم گیاهی که بهترین نوع این صمغ سقزی از آن به دست می آید در کدام یک از کشورهای دنیا می روید و اروپاییان، فعلاً، این دارو را از کجا می آورند. البته برای پی بردن به این قضیه باید به سوابق تاریخی آن مراجعه کنیم.
دایره المعارف صد جلدی پزشکی فرانسه حقایق شگرفی را در این زمینه برای ما روشن می سازد. در جلد سوم، صفحه 716 می نویسد:
تا مدت چند قرن، دانشمندان دنیا اعتقادات مختلفی دربارۀ محل اصلی بهترین نوع این صمغ سقزی و پیدایش آن از گیاهان مختلف داشتند. از جمله الیویه معتقد است که صمغ مزبور از گیاهی به نام فرولاپرسیکا که مختص به ایران است به دست می آید و یک سیّاح انگلیسی می گوید از گیاهی که در مراکش می روید پیدا می شود ولی دانشمندان، متفقاً، می گویند سیّاح مزبور اشتباه کرده و صمغ دیگری را به جای این صمغ گرفته است و بالاخره دون و عده زیادی از مؤلفان معتقدند که کلمه آمونیاکوم از کلمه آرمونیاکوم مشتق شده و می گویند اصل آن از ایران و ارمنستان است. کلنل رایت گیاهی را که این صمغ از آن به دست می آید، از این به اروپا برده است. شاردن پس از مسافرتی که به ایران کرده کتابی نوشته است به نام مسافرت به ایران و این مسئله را در آن کتاب تأیید کرده است. این ها مطالبی بود که از دایره المعارف طبی اقتباس شد و عقاید دانشمندان اروپا تا اواخر قرن نوزدهم را نشان می دهد.
اکنون، مطالب بسیار جدید و کاملاً نزدیک به عهد ما از کتاب مفردات پزشکی، تألیف پلانشون، چاپ 1946 نقل می شود. در صفحه 1556 این کتاب می نویسد: مبدأ جغرافیایی اشق در قسمت مرکزی و غربی ایران به وجود می آید و نیز می نویسد: به طور کلی محل اصلی بهترین صمغ های طبی در ایران است، مثلاً آنقوزه، باریج، سکبینج، جاوشیر، اشق و همۀ آن ها از صمغ های سقزی هستند که از بعضی از گیاهان چتری به دست می آید. راجع به آنقوزه می نویسد: به طور کلی، در بیابان های لم یزرع و کم و بیش کویر از جنوب شرقی ایران گرفته تا حدود غیر مشخصی در شمال شرقی به دست می آید.
نیز در همین کتاب، راجع به آنقوزه می نویسد: «اگر چه در افغانستان نیز یافت می شود ولی به کشورهای اروپا از ایران از راه بحر خزر توسط تجار حاجی طرخان و نژی نگورود وارد می گردد. آنقوذه در آسیا از زمان قدیم شناخته شده بود و اعراب آن را به کار می برند و آن ها، آن را به اروپاییان شناساندند» (مقصود از اعراب، ابن سینا، زکریای رازی و سایر دانشمندان ایرانی است که کتاب های خود را به زبان عربی نوشته و به این جهت اروپاییان آن ها را عرب می دانند).
راجع به باریج می نویسد: «طبق تحقیقات بوهس در ناحیه کویرهای ترکستان و ایران تا حدودی که درست و مشخص نیست و در مناطق مرتفع (2800 متر) از همدان که در مغرب ایران واقع شده و به مقدار زیادی از آن تولید می کنند گرفته تا جنوب ایران و هرات و حدود چین و شمال شرقی آن تا سیبریه به دست می آید».
بالاخره، راجع به اشق که مورد مطالعه خاص قرار گرفته است در همین کتاب می نویسد: «محلول آن تا آخرین ماه ژوئیه به دست می آید. دهاتی ها آن را به تجار فروخته که به اصفهان یا سواحل خلیج فارس حمل می کنند و از آنجا به بمبئی رسیده و از بمبئی به اروپا حمل شده، از راه لندن یا بردو، به ما(مقصود کشور فرانسه است) می رسد».
دکتر پولاک که در زمان ناصرالدین شاه به ایران آمده و در مدرسه دارالفنون به تدریس علم طب اشتغال داشت، تحقیقاتی راجع به اشق کرده و می گوید: «در جاده اصفهان و شیراز بین ماهیار و یزدخواست، گیاهی که این صمغ از آن به دست می آید می روید» و شلیمر به موجب اطلاعاتی که در اصفهان از بختیاری ها به دست آورده است، می گوید: «از یک هفته قبل از شروع تابستان تا آخر این فصل، صمغ مزبور جمع آوری می شود». هم چنین شلیمر در مسافرت خود به لرستان، تحقیقاتی در این باره کرده و می گوید: «گیاه آن را در لرستان به اسم بلشر نامند و لرها خود گیاه را با میل تناول کرده و توجهی به جمع آوری صمغ آن ندارند». (به نقل از کتاب لغت شلمیر).
خوانندگان عزیز توجه فرمایید!
این مطالب که ذکر شد افسانه سرایی و فلسفه بافی نیست بلکه حقایق مثبت و تلخی است که برای اولین بار فاش می شود. تصور نفرمایید اروپاییان در زمان های گذشته این صمغ های طبی را در مورد معالجه بیماران به کار می بردند. همین امروز هم عین این صمغ ها را بدون کوچک ترین دخل و تصرف و بدون اینکه ماده مؤثر آن ها را استخراج بکنند، به کار می برند، مخصوصاً اشق را چنان که گفتیم در بیماری آسم تجویز می کنند و همان طور که از کتب معتبر پزشکی نقل کردیم این صمغ ها را همه ساله از ایران می برند. اگر می خواهید کوچک ترین شکی برای شما باقی نماند و به این گفته ها اطمینان کامل حاصل فرمایید به تعرفه های گمرکی اداره گمرک ایران مراجعه کنند.
تعرفه چاپ شده سال 1330 شمسی که اکنون دردست نگارنده است نشان می دهد که در سال مزبور متجاوز از 62 تن از مجموع این صمغ ها به کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، هلند، بلژیک و آمریکا صادر شده و اطبای دنیای متمدن غرب عین این صمغ ها را برای معالجه بیماران به کار برده اند.
می دانید به چه قیمت این ها را می برند؟ به قیمت هر کیلو 22 ریال؛ یعنی به ثمن بخس؛ یعنی به قیمتِ مفت. اگر در نظر آوریم که کارگران باید گیاهانی که صمغ از آن ها گرفته می شود تیغ زده و ترشحاتی را که به صورت صمغ منعقد می شود، کم کم جمع کنند و به تجار بفروشند و تجار آن ها را به تاجران صادر کننده بفروشند و این تجار بزرگ به بهای هر کیلو 22 ریال صادر کنند، آن وقت معلوم خواهد شد که کارگر بیچاره چقدر زحمت می کشد و برای جمع آوری آنچه وجه ناچیزی به دستش می رسد.
نتیجه
از آنچه گفتیم یک نتیجه تأثرآور و جانسوز به دست می آید. نتیجه ای که هر فرد حساس ایرانی را غرق ماتم و اندوه می سازد و آن اینکه کشور عزیز ما منبع بهترین گیاهان دارویی دنیا است که هم اکنون مقداری از آنها به کشورهای اروپا و بلکه آمریکا به قیمت بسیار ارزان صادر می شود و ما بدون اینکه از فواید و منافع بلکه از وجود آن ها کوچک ترین اطلاعی داشته و حتی نام آنها را شنیده باشیم از این منابع سرشار طبیعی خود استفاده نکرده و به جای آنها داروهای مضر شیمیایی و گران قیمت مثل سیل به کشور وارد می کنیم.
خوانندگان عزیز! تا کی باید این ملت بیچاره در خواب خرگوشی فرو رفته و حقایق را برعکس به او وانمود کنند، چیزهای مفید را مضر و مضر را مفید جلوه دهند؟ مدت هاست، ضرر داروهای شیمیایی بر کلیه محافل پزشکی اروپا و آمریکا معلوم شده است و روز به روز بر مصرف داروهای گیاهی در آن کشورها افزوده می شود. خود مردم نیز در کشورهای اروپا و مخصوصاً بعضی کشورها، از جمله آلمان و فرانسه نسبت به داروهای شیمیایی که ضرر آن ها را عملاً دیده اند بیزاری می جویند و رفته رفته، داروهای مزبور جای خود را به داروهای گیاهی می دهند، حتی مدتی است مؤسسات دارویی اروپا برای این که فرآورده های خود را بهتر به فروش برسانند در اوراق تبلیغاتی که منتشر می کنند، می نویسند فلان دارو از عصارۀ فلان گیاه گرفته شده است، بلکه مطلب را از این حد هم گذرانده و عین گیاهان را با هم مخلوط کرده و تجویز آن ها را برای بیماران توصیه می کنند و ما برای اطمینان خاطر خوانندگان عزیز دو فقره آگهی مربوط به این داروها را از مجله «ریدر دایجست» فرانسه (دسامبر 1956) عیناً کلیشه کرده و به نظر خوانندگان عزیز در زیر چاپ می کنیم.
این کلیشه مربوط به یک آگهی تبلیغاتی است برای دارویی به نام بولدوفلورین که جهت بیماری های کبد ساخته شده است و ما به ترجمه متن کلیشه آن می پردازیم:
«جوشانده مفید برای کبد؛ بولدوفلورین؛ چیزی جز گیاهان در آن نیست؛ مطلقاً ماده شیمیایی در آن وجود ندارد؛ داروی ساده ای که طبیعت مهربان به ما عطا کرده است؛ از گیاهان ساخته شده و جز گیاه چیز دیگری در آن وجود ندارد؛ یک جوشانده طبیعی که به طور ملایم روی کبد اثر کرده، روده ها را خنک نمود، بدن را سبک و یبوست مزاج را رفع می کند؛ در تمام داروخانه ها به بهای هر جعبه 120 فرانک به فروش می رسد».
لحن آگهی را ملاحظه می فرمایید! چیزی نمانده است که بنویسد: به خدا قسم جز گیاه چیز دیگری ندارد، به پاپ اعظم سوگند یک ذره ماده شیمیایی در این دارو موجود نیست!
پاستور والری رادو، استاد بزرگ و پروفسور عالی مقام و عضو آکادمی طب کشور فرانسه، در جلد اول کتاب پاتولوژی مدیکال، چاپ 1948 ضررهای داروهای شیمیایی را مخصوصاً برای کبد به تفصیل شرح داده و به جای آن ها بعضی مواد گیاهی ساده تجویز می کند.
دکتر الکسیس کارل، فیزیولوژیست و جراح معروف فرانسوی و صاحب جایزه نوبل، در کتاب انسان موجود ناشناخته می نویسد: «اخیراً، به تدریج، معلوم شده است که مواد شیمیایی برای بدن زیان آور بوده و جراحان به تجربه دریافته اند که باید زخم ها را به ملایمت دستکاری کرد. سایر دانشمندان اروپا نیز کم و بیش از این مطالب گفته اند و روی همین اصل است که مؤسسات دارویی اروپا اقدام به تهیه داروهای گیاهی کرده و مردم نیز بیش از پیش نسبت به آن ها ابراز علاقه می نمایند».
اینک کلیشه دوم: ترجمه قسمت مهمی از کلیشه به قرار زیر است: «زندگی سالم داشته باشید. بعد از غذای شب چه باید نوشید؟
هضم غذای شما بد است؟ خوب نمی خوابید؟ برای چیزی جزئی عصبانی می شوید؟ همیشه ضعیف المزاج و علیل هستید؟ علت این ناراحتی ها محتملاً این است که کبد، معده، روده و یا مجموع این اعضای شما خوب کار نمی کند. برای کمک به این اعضا و تقویت آن ها چای خانواده بنوشید. در بین 18000 گیاه طبی که تاکنون شناخته شده است 18 نوع انتخاب کرده و مخلوط آن ها چای خانواده را تشکیل می دهد. هر گیاه فواید خاصی دارد و راز موفقیت چای خانواده به واسطۀ تأثیر مجموعه آن ها است. ترکیبات چای خانواده به قرار زیر است: انیسون: نفخ را از بین می برد و مقوی معده است؛ کنگر و بولدو: دافع صفرا است و اعمال کبدی را منظم می سازد؛ سنا: ملین است؛ زیره سیاه (زیره کرمانی، کرویا): مقوی معده و دافع نفخ است؛ رازیانه: مقوی است؛ ختمی: ملین است؛ بادرنجبویه: مقوی قلب، ضد تشنج و مقوی معده می باشد؛ نعنا: مقوی معده است؛ اذن الفار: مدر بول و ملین است؛ شیرین بیان: ضد سرفه و نرم کننده سینه است؛ آقطی: ملین و مسکن است؛ زیرفون: مسکن است؛ شاه پسند: مقوی معده و هاضمه است؛ زبان گنجشک: ملین است».
اگر امروز اروپاییان متوجه منافع بی شمار گیاهان دارویی شده اند و فواید آن ها را می شمارند، اطبای قدیم ایران قرن ها در این راه طی طریق کرده و با تحقیقات فراوان به خواص آن ها پی برده بودند.
اگر اطبای اروپا برای هر گیاه یک یا چند خاصیت(آن هم به پیروی از تعلیمات قدما، چنان که راجع به اشق ذکر کردیم و بعداً در مورد سایر محصولات گیاهی نیز بحث خواهیم کرد) قایل هستند، اطبای قدیم ایران و یونان برای هر گیاه ده ها خاصیت کشف کرده بودند.
اینک من سؤال می کنم، آیا برای جامعه علمی ما ننگ نیست که تمام آن حقایق مثبت و مفید را چندین قرن مورد تأیید دانشمندان اروپا نیز واقع شده است دور بریزد و چشم و گوش خود را دایماً به دروازه های اروپا بدوزد و مثل گدا، درست مثل یک گدا، همه چیز خود را به عاریت بگیرد؟ آیا ننگ نیست ببینیم دربارۀ خواص گل ختمی، زیره کرمانی و رازیانه چه می گویند، از آن ها بپذیریم؟
از آن ها هم مهم تر، آیا بدبختی بزرگی برای ملت و کشور عزیز ایران نیست که ما از اروپا تخم گشنیز و سنا و انیسون وارد کنیم و به ده برابر قیمت اصلی به خود مردم دهیم؟ در حالی که خاک پربرکت کشور ما خروارها از این گیاهان دارویی می پرورد و به تصدیق عموم گیاه شناسان دنیا، کشور ایران یکی از ممالکی است که بهترین و مفیدترین داروهای گیاهی به طور طبیعی و خودرو در آن می روید.
هم وطنان عزیز! به خدا سوگند، دست های مرموز و خیانتکارانه ای با برنامه و نقشه دقیق و مهارت عجیب، مخصوصاً از نیم قرن به این طرف، در تاروپود و وجود مردم ریشه دوانیده و روزگار این ملت بینوا را روز به روز سیاه تر کرده و می کنند. بدبختانه، این نقشه ها آن قدر دقیق طرح ریزی شده که نه احدی می تواند متوجه شود و نه پس از توجه می تواند به فکر علاج افتد. ایادی بیگانه از مدت ها قبل، بعضی از نویسندگان زبردست ایرانی را اغفال کرده اند و آن ها نیز در جراید، مجلات و رادیو نفوذ کرده اند و سم پاشی های عجیبی کرده و می کنند که یکی از آن ها در موضوع داروها است.
توجه آقایان مدیران محترم جراید و مجلات و رئیس محترم اداره انتشارات و تبلیغات را به این امر اساسی که حیات و ممات کشور به آن بسته است، جلب می کنم. آقایان نام برده تصور نفرمایند العیاذ بالله ایرادی به آن ها می گیرم و یا القاء شبهه نشود به اینکه خدای نکرده در وطن خواهی و ملت دوستی آن ها خدشه ای هست، خیر بعضی ریزه کاری های مربوط به روان شناسی و جامعه شناسی هست که احدی نمی تواند متوجه آن ها شود و همان ها است که از راه مطبوعات و رادیو دایماً در اعماق وجود مردم رخنه می کند و آثار عمیقی در روحیه افراد ملت باقی می گذارد و فکر مردم را به سوی جهات خاصی سوق می دهد و در تصمیمات آن ها تأثیر کلی دارد. آقایانِ ارباب جراید و مجلات و مسئولان برنامه ای رادیو باید فوق العاده هوشیار و روان شناس باشند تا متوجه این ریزه کاری ها شوند. من یک مثال کوچک می آورم و یقین دارم عامه مردم به مقصود می پی خواهند برد.
چون بحث ما راجع به مؤسسات دارویی است ریزه کاری های مربوط به همین قسمت را، به طور مثال، یادآور می شوم. همان طور که قبلاً در مورد اشق گفتیم و بعدها هم در هر شماره از مجله راجع به خواص سایر داروهای گیاهی خواهیم گفت، بهترین نوع گیاهان دارویی دنیا در ایران و بعضی کشورهای دیگر آسیا پیدا می شود و مقدار زیادی از آن ها نیز از ایران به اروپا صادر می شود. اگر روزی بر ایرانیان معلوم شود که این داروهای گیاهی قادرند اکثر بیماری ها را درمان کنند و ما احتیاجی به داروهای ساخت اروپا و آمریکا جز تعداد معدودی از آن ها نداریم، البته جلوی سیل داروهای خارجی گرفته می شود و بازار آن ها رو به کسادی خواهد رفت (مخصوصاً اگر سایر ملل شرقی هم به این مسئله پی ببرند). برای پیش بینی و پیشگیری این امر، از مدت ها قبل، مؤسسات دارویی بزرگ دنیا با تبلیغات قوی و عجیب خود از یک طرف، داروهای شیمیایی و مصنوعی را بسیار مفید و مؤثر جلوه داده و همه جا شهرت دارند که علاج قطعی و کامل با تجویز این داروها انجام می گیرد، لاغیر و از طرف دیگر با ایادی خاصّ خود در کلیه کشورها، مخصوصاً در کشورهای آسیایی و از جمله ایران، تبلیغات بسیار سوئی برای گیاهان مفید طبی کرده و آن ها را به کلی فاقد خاصیت و فایده جلوه داده و به صورت یک پول سیاه درآورده اند. اگر راه هایی که آن ها برای انجام این امر انتخاب کرده اند گفته شود، اولاً اغراض و مبالغه به نظر می رسد و کسی نمی تواند آن ها را بپذیرد و ثانیاً پس از شنیدن، انگشت حیرت به دندان خواهد گزید. مثلاً یک نفر نویسنده، در یک مجله، مقاله ای می نویسد و می خواهد مردم را به سوی تجدد و ترقی، پیشرفت و تمدن سوق دهد و ضمن مثال می نویسد: «در قرن اتم، نمی توان بیماران را با گل گاوزبان معالجه کرد». آیا می دانید که همین یک جمله کوچک چه تأثیری در روحیه و افکار مردم کرده و ارزش طبی گل گاوزبان را چقدر پایین خواهد آورد؟
اگر کسی این جمله را بخواند و یکی دو روز بعد، در خیابان با یکی از دوستان خود برخورد کند و از او احوال بپرسد و او بگوید قدری کسالت قلبی و ناراحتی روحی داشتم، گل گاوزبان و لیمو عمانی دم کرده و خوردم و بهتر شدم، فوراً، آن شخص با متلک و استهزا خواهد گفت: « در قرن اتم مگر می شود با گل گاوزبان هم معالجه کرد» !
این است آن ریزه کاری های روان شناسی که ما می گوییم. در صورتی که اگر تحقیق کنید بر شما معلوم خواهد شد، در هر سال، گل گاوزبان اطراف لاهیجان را جمع آوری و مرغوب ترین نوع و به اصطلاح گل سرسبد آن را در کیسه های تمیزی ریخته و به کشور فرانسه صادر می کنند و نوع نامرغوب آن را به تهران یا شهرهای دیگر می فرستند که به عطاری ها فروخته و مردم از آن ها استفاده می کنند.
تحت تأثیر همین تبلیغات سوء است که اگر یک نفر پزشک در نسخه خود بنویسد: تخم گشنیز، سنا، انیسون و بعضی گیاه های دیگر از این قبیل، مردم و مخصوصاً طبقه مجدّد او را مسخره کرده و خواهند گفت امروز دنیا از انرژی اتمی استفاده می کند و قمر مصنوعی(ماهواره) می سازد و ما هنوز از تخم گشنیز دست برنداشته ایم ولی اگر بنویسد: هربزان کسی او را مسخره نمی کند، در صورتی که هربزان که یک داروی ساخت اروپا است نیز از تخم گشنیز، سنا، انیسون و غیره، ساخته شده، یعنی عین همین گیاه ها است.
چیزی که هست، روی قوطی هربزان به نام گیاهان به لاتین نوشته شده نه به فارسی و به این جهت وقتی کسی آن را می خورد نمی داند که تخم گشنیز و سنا خورده است و اگر یک داروساز ایرانی بهترین نوع همان گیاهان را از نقاط مختلف ایران تهیه و با هم مخلوط کرده و در قوطی ریخته نام گیاهان را به زبان فارسی روی قوطی بنویسد، این دارو به دست هر کس برسد، تحت تأثیر همان عوامل اجتماعی و روحی به نظر بی اهمیتی در آن نگریسته و برای درمان بیماری خود به کار نخواهد برد. این است بدبختی بزرگ که بر اثر سم پاشی ها و زهرپراکنی های دایم، یک سلسله افکار و تصورات غلط و باطلی در مغز مردم پیدا شده و نتیجه این است که مال می رود و هم جان ما.
هم میهنان عزیز، ای متجددان! ای کسانی که دایماً تحت تأثیر تبلیغات سوء و خانمان برانداز قرار گرفته اید! قدری به خود آیید! این افسانه کهنه و نو و این الفاظ قدیم و جدید و این کلمات کهنه پرست و متجدد را که بیگانگان برای پیشرفت مقاصد سیاسی خود در ایران و سایر کشورهای آسیایی به دهان انداخته اند، دور بیندازید. اگر شما پیرو اروپاییان هستید و برای رسیدن به مدارج عالی ترقی و تمدن آن قدر دور برداشته اید که دست و پای خود را به کلی گم کرده، سرگیجه گرفته اید و نمی دانید چه بکنید، لااقل در تمام امور، پیرو اروپاییان باشید، اروپاییان به وجود دو دانشمند بزرگ خود افتخار می کنند و آن ها را پیش قراول تمدن جدید می شمردند و تمام ترقیات علوم کنونی را مرهون نهضتی که آنان در راه علم برپا کرده اند، می دانند که یکی رنه دکارت فیلسوف معروف فرانسیس بیکن دانشمند شهیر انگلیسی است و ما هم اگر خیلی متجدد و تابع اروپاییان هستیم، باید لااقل به گفته های این دانشمندان توجه کنیم. فرانسیس بیکن می گوید: «زمان نباید منظور نظر باشد، هر کس حقیقتی گفته باید قبول کرد، خواه قدیم، خواه جدید».
بنابراین، هر مطلبی را که حقیقت دارد باید پذیرفت، چه آن مطلب امروز گفته شده باشد و چه دو هزار سال قبل. کلیه آقایان اطبا و داروسازان می دانند که مؤسسات دارویی جهان از اوایل قرن بیستم تاکنون، مخصوصاً از بیست سال پیش، هزاران داروی شیمیایی ساخته و از لابراتوارهای خود بیرون فرستاده اند که بسیاری از آن ها یک یا چند سال بر اثر تبلیغات سازندگان داروها، همه جا شهرت و محبوبیت پیدا کردند و پس از آن، یکی پس از دیگری، بر اطبا و داروسازان معلوم شد و از قلمرو مصرف پزشکی به کلی خارج شده است و اکنون نام آنها را هم کسی به یاد ندارد و اصولاً، سرنوشت داروهای مصنوعی ساخت بشر به استثنای معدودی از آن ها که به تدریج ذکر خواهیم کرد، چنین است که بیش از مدت معینی نمی توانند محبوبیت و معروفیت و مصرف طبی در جهان داشته باشند ولی سرنوشت گیاهان دارویی که ساخته و پرداخته دست طبیعت اند چنین نیست و آن ها دارای فواید و منافعی هستند که هرگز کهنه نشده و از بین نخواهند رفت زیرا همان طور که گندم مدت چندین ده هزار سال است غذای طبیعی بشر است و به هیچ وجه، نمی توان یک غذای مصنوعی را جانشین آن کرد، به همان طریق، کاسنی هم که گیاه دارویی است و منافعی برای کبد دارد که هیچ داروی مصنوعی نمی تواند جای آن را بگیرد.
البته اگر کسی بگوید امروز نمی توان به قهقرا برگشت و مثل پنجاه سال قبل با چراغ موشی زندگی کرد و یا با کجاوه و پالکی مسافرت کرد، کاملاً درست گفته و ما صد درصد با او موافقیم ولی اگر بگوید امروز نمی توان به پنجاه سال قبل برگشت و تخم گشنیز را به عنوان دارو به کار برد، کاملاً در اشتباه است. اما اینکه چه شده است ما ناگهان با یک مشت داروهای شیمیایی و مصنوعی دست ساخت لابراتوارها و کارخانه های عظیم دارویی رو به رو شده و به کلی مصرف داروهای گیاهی را از دست داده ایم، اسراری دارد که بسیار جالب توجه است.
منبع: کتاب مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی